ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
133
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
گواهى داد . در اين سال مسعود بن محمود بن سبكتكين ، امارت رى و همدان و جبال را بتاش فراش تفويض كرد و به عامل نيشابور نوشت كه انفاق اموال بر حشم وى بنمايد و او اين دستور انجام داد و تاشفراش بحوزه فرمانروائى خود رفت ، و بدرفتارى را پيشه ساخت . در رجب اين سال ، پادشاه جلال الدوله چارپايان خود را از اصطبل بيرون ريخت . تعداد آنها پانزده رأس بود و آنها را در ميدان بدون نگهبان و مهتر و علوفه رها كرد . و اين كار را به دو علت كرد : يكى نداشتن علوفه و ديگر اينكه تركها چار - پايان وى را ميخواستند و خواستهء آنها روزافزون بود ، وى از اين كار تنفر پيدا كرد آنها را بيرون راند و گفت : چارپايان من همين است كه پنج رأس آنها مركوب اختصاصى خودم است و بقيه از يارانم ، سپس درباريان و فراشان و پيروان خويش را از خانهاش بيرون راند و در خانهاش را بست زيرا مقررى جارى آنها بريده شده بود ، و به اين جهت فتنهاى ميان سپاهيان و عامه بروز كرد و عياران ظاهر شدند . در اين سال عميد الدوله وزير جلال الدوله عزل شد ، و پس از وى ابو الفتح محمد بن الفضل بن اردشير وزير شد چند روزى بپائيد و كارش استوار نگرديد ، پس عزل شد و بعد از او ابو اسحاق ابراهيم بن ابى الحسن وزير شد او برادرزادهء ابى الحسين سهلى وزير مأمون صاحب خوارزم بود ، وى پنجاه و پنج روز در مقام وزارت بپائيد و سپس بگريخت . و هم در اين سال عبد الوهاب بن على بن نصر ابو النصر فقيه مالكى در مصر درگذشت . او در بغداد ميزيست و بسبب تنگدستى بمصر رفت . و مغاربه او را بىنياز كردند .